
نمادها بخشی از حافظه جمعی ما را شکل میدهند. در علمهایی که در عزاداری امام حسین(ع) استفاده میشوند، نمادهای مختلفی دیده میشود؛ برای مثال، طاووس نماد بهشت برین، خروس نماد غیرت دینی و شیر در کنار پر، نماد صلابت و لطافت عاشورایی است.
ما نماد شناس نیستیم، اما از حرکت علم و دسته کیف میکنیم؛ زیرا نماد میداند با کجای حافظه ما بازی کند. در علمها، پر قرمز نماد اشقیا و پر سبز نماد اولیای الهی است. همچنین نوعی پر قرمز خاص در بالای بعضی علمها وجود دارد که «قرمز خونین» نام دارد و به حضرت عباس(ع) منسوب میشود. رنگ قرمز خونین با قرمز اشقیا متفاوت است.
هر چیزی که نمادی در آن و در ذهنها وجود دارد، میماند و منتشر میشود. خطری که نماد را تهدید میکند، این است که از معنا تهی شود. ما نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد. یکی از مسئولیتهای ما این است که معنای نمادها را حفظ کنیم و آنها را در حافظه نسلهای آینده ماندگار کنیم. ما در فضاسازی این ماه نیز از نمادهای مهم استفاده کردهایم.
یک جامعه چه زمانی دچار استرس و بیهویتی میشود؟ زمانی که اجزای حافظه تصویری آن از هم منقطع شوند و معنای خودشان را از دست بدهند.
نماد، تلاش بشر است برای اینکه یک معنا را در جهان ماندگار کند. اما آیا نماد فقط به یک شیء تعلق میگیرد؟ چه چیزهایی به جز اشیاء میتوانند نماد باشند و نسل به نسل حافظه جمعی یک ملت را حفظ کنند؟ افراد، تصاویر، سرودها، جمعها و تشکیلات و... همه میتوانند نماد باشند.
از جمله کارهای متولیِ جمع این است که:
۱- حافظه جمعی آن جمع را شکل میدهد.
۲- از اضمحلال و نابودی نمادها جلوگیری میکند.
دشمن هر مکتبی، اولین کاری که انجام میدهد این است که روی نمادهای آن مکتب تمرکز میکند تا آنها را از بین ببرد. برای مثال، رضاخان دست روی نماد حجاب و روحانیت در جامعه میگذارد و قصد میکند این نمادها را از بین ببرد.
گاهی اوقات دشمن نمادها را از بین نمیبرد، بلکه آنها را بیاثر میکند. برای مثال، قبل از جنگ، خیلی از ما در خانههایمان پرچم نداشتیم. مثال دیگر این است که این روزها خیلی گفته میشود: «چه فرقی میکند چادر بپوشیم یا عبا بپوشیم؟» با این کار، نماد چادر را بیاثر میکنند. چادر یک تکه پارچه است، اما این روزها به عنوان یک نماد مطرح است. به نظر خیلی از افراد، نماد مکتب انقلاب اسلامی، چادر است.
جمعبندی بحث تا اینجا این است که ما در اطراف خودمان انواع و اقسام نمادها را میبینیم و تلاش دشمن برای نابود کردن نمادها را نیز مشاهده میکنیم.
ما به واسطه نمادها، افراد جامعه را گروهبندی میکنیم. با استفاده از نمادها متوجه میشویم چه کسانی با ما هستند و با آنها حرف مشترک داریم.
یکی از برنامههای تحقیقاتی دشمنان این بوده که رمزها و نمادهای اسلام را تضعیف کنند. این یک قسمت از صحبتهای آقای خامنهای در سال ۸۹ با دانشآموزان است.
شهید سیدحسن نصرالله یکی از افرادی است که با دستهایش و سخنرانیهایش نمادسازی میکرد. آقای خامنهای نیز در تمام سخنرانیهای خودشان سراغ نمادهای خواندنی و فهمیدنی میروند.
مقالهای وجود دارد که در آن نمادهایی را که آقای خامنهای به آنها اشاره کردهاند، جمعآوری کرده است. در بیانات رهبری، به نمادهای ویژه بسیاری اشاره شده است. برای مثال، در تاریخ ۱۵ اسفند سال ۱۴۰۲، آقای خامنهای به جای یک درخت، سه درخت میکارند؛ زیرا در آن سال وقایع ۷ اکتبر در فلسطین رخ داده است و ایشان برای اعلام یاری با آنان، یک درخت زیتون میکارند. آقای خامنهای برنامه کوهنوردی نیز داشتند و به عکاس خودشان گفته بودند که هیچ عکسی در مسیر گرفته نشود و عکسها در صعود قله گرفته شود. همین موضوع نیز میتواند اهمیت نمادسازی را برساند.
اگر سرعت و حجم اطلاعات بالا رفته است و نگران فرصت کم هستیم و میخواهیم کارِ اثربخش و جدی برای نسل آینده انجام دهیم، باید از نمادسازی استفاده کنیم.
نمادسازی نیازمند شهامت، هنر، صبر و... است. ایستادن بر نمادها نیازمند شجاعت و استقامت است. این روزها، روزهایی است که باید نمادهای ویژهای بسازیم. ملتهای بزرگ با نمادهایشان ساخته میشوند.
ما برای جلسه امروز یک یادبود ویژه آماده کردهایم؛ یک یادبود ویژه که یک بخشی از چفیه رهبر شهید به همراه خودش دارد.
هر وقت این یادبود را دیدیم، به این فکر کنیم که ما چه رسالت مهمی برای نمادسازی و انتقال نمادها به نسل خودمان داریم؟