
تصور کنید که یک جوان هستید و میدانید در جهان چه اتفاقاتی میافتد.
شما با همین اطلاعاتی که دارید اگر در سال ۵۷ بودید، قدمی در راستای اتقلاب برمیداشتید؟
یک بار خودتان را در معادلات جهان ببینید. آیا انتخاب شما این بود که در شرایط حدود ۴۰ سال پیش، یک حکومت اسلامی تشکیل بدهید؟
قدم برداشتن در مسیر تحقق جمهوری اسلامی را با جزئیات در نظر بگیرید.
یک بار باید با خودمان تصمیم بگیریم که در این شرایط چه انتخابی میکنیم؟
ظهور با چوب جادو اتفاق نمیافتد. اگر یک نفر بخواهد کل دنیا را تغییر بدهد، باید با همه آدمها این کار را انجام بدهد.
برای اداره یک جهان، به چند آدم نیاز داریم؟
اگر قرار بود تغییر جهان با یک چوب جادو اتفاق بیفتد، زمان امیرالمؤمنین(ع) نیز این اتفاق میتوانست انجام شود.
ما در مسیر آماده شدن برای ظهور، چه کاری انجام میدهیم؟
اِعداد به معنی آماده کردن است.
استعداد به معنای طلب آمادگی است.
استعداد، طلب و تقاضای به دست آوردن چیزی است که در حال حاضر موجود نیست.
من طلبِ چه استعدادهایی را در وجود خودم دارم؟
اگر به آینده نگاه کنیم، چه چیزی است که در حال حاضر در وجود ما نیست اما باید آن را برای دوران ظهور در خودمان محقق کنیم؟
اگر همین الان امام ظهور کنند، و به شما مسئولیت کاری را بدهند آیا شما استعداد لازم را برای آن کار دارید؟
چه لوازمی باید کسب کنید تا آن را داشته باشید؟
مقدمه اول: آیا شما در چهل و چند سال پیش، برای تشکیل حکومت جمهوری اسلامی قدم برمیداشتید؟
مقدمه دوم: برای تحقق ظهور به چه استعدادهایی نیاز داریم؟ چه استعدادهایی در ما یا دیگران هدر رفته است و از آنها استفاده نشده است؟
وقتی یک اتفاقی رخ میدهد، رویکرد اغلب ما چیست؟
به خودمان و دیگران میگوییم نسبت به این اتفاق نمیخواهی واکنشی نشان بدهی؟
اما یک نوع واکنش این است که افق بلندتری را نگاه کنیم.
ما در جلسات اخیر خیلی در مورد این صحبت کردهایم که جمع داشتن و تشکیلات داشتن مهم است. و الان میگوییم که حتما باید در یک جمع قرار بگیریم. یک جمع میتواند افق نگاه ما را عوض بکند.
یک کتابی که در این جلسه میخواهیم معرفی کنیم، روایت و کنش جمعی است.
وقتی در یک جمع درست قرار بگیریم، جمع ایمانی به ما کمک میکند تا روایتهایمان از اتفاقات درست شکل بگیرد.
استعداد سه فرآیند دارد:
۱- فطرت
همه آدمها، یک سری مفاهیمی در درون وجودشان دارند و به یک سری مفاهیمی اعتقاد دارند.
۲- ابتلا
ابتلا، بستر شکوفایی استعدادهاست.
ابتلا هر موقعیتی است که ما در آن یاد میگیریم که واقعا باید چه چیزی بخواهیم؟
۳- کمال
اگر میخواهیم به کمال و شکوفایی برسیم، یک سری استعداد با خودمان داریم و یک سری استعداد را نیز باید طلب کنیم و در خودمان به وجود بیاوریم.
در مسیر تحقق ظهور، ما مبتلا به جمهوری اسلامی نیز هستیم. این از جنس ابتلای بد نیست. از این جهت میگوییم جمهوری اسلامی ابتلا است که ما آدمهایی هستیم که در جهانی متولد شدهایم که ایدئولوژی دارد و آرمان دارد و ما باید برای تحقق کامل آن و رفع نواقص آن تلاش کنیم.
ما در این جامعه نمیتوانیم از آدمهایی که امام زمان(عج) دغدغه هدایت آنها را دارند، متنفر باشیم. بزرگترین ابتلای ما این است که ما نمیتوانیم از یکدیگر نفرت داشته باشیم.
من باید خودم را عامل اساسی ظهور بدانم و باید استعدادهای خودم را پیدا کنم و استعدادهایی که ندارم را در این مسیر به دست بیاورم.
باید نگاه را به ته خط بدوزیم و برای یک آرمان جهانی قدم برداریم.
باید آرمان را در نظر بگیریم و پای آن بایستیم.