
نگار عاقلزاده پیام گذاشته، پایگاهش را این ماه به شکل آزمایشی، قرار است در لوزان سوئیس راه بیندازد.گوشههای لبم را شیرینی این پیوند میکشد بالا، و همزمان سنگینی مسئولیتش، روی ابروهایم است و آنها را خَم میکند.فاطمه که پیام را فرستاده، در ادامهاش مینویسد:"رویای من تعبیر خواب سیدنی شماست!"
وقتی خواب برگزاری روضه در سیدنی را دیدم، هنوز قد و قواره روضه خیلی کوچک بود.شگفتیِ آن لحظه، آن ساختمان بزرگ، آن آشپزخانه چند صد متری که در حال تدارک غذا برای مهمانان بود، آن زمین بازی کودکان و آن منظرهی شگفتانگیز دریا و نماد سیدنی، که من را به زانو انداخت و از شوق گریه کردم، هرگز کمرنگ نمیشود... از همه شگفتانگیزتر اینکه خودم هیچکاره بودم و تماشاچی!صبح بلند شدم و خوابم را نوشتم و نقاشی کردم.تصویر کودکانهی رویاهایم را معمولا میفرستادم برای فرزانه و با هم میخندیدیم! از این خندهها که تهش انگار یک "معلوم نیست چی زدی اینقدر سرخوشیِ" خاصی هست! و البته که بعد، همانجا، با همان لبهای شکفته از خنده، گریه میکردیم... "ما کجا؟ اینجا کجا؟ چقدر فاصله داریم..."
در این هشت سال از ۲۰ نفر به ۴۰۰۰ نفر رسیدیماز یک جای ۵۰ متری به وسعتی چند هزار متری در خانههای مختلفدر این روضه، چیزهایی را نفس کشیدهایمکه خوابش را هم نمیدیدیم!تعبیر سرخوشانه رویاهایمان که "بااااااید" قطعی باشد!چرا نباشد؟!بگذار توی وجودمان هرکس ساز خودش را بزندیکی بخندد، یکی گریه کند، یکی از شدت مسئولیت بلرزد، اما حساب قلب از همه جداست!قلب باید بالا و پایین بپردو خودش را به امام برساند!
قلب باید مطمئن باشدکه تعبیر معجزهوارِ رویاهاو اصلا خلق یک رویاتنها و تنها کار یک امام است!
خیلی خوشحالم که در زندگیام امام دارم
یکی که جلو جلو حرکت میکند
و من را پیش میبرد
هیچ بهشت و جهنمی اگر در کار نباشد هم، من تار مویی از این زندگیِ امیدوارانه را به سبکِ دیگری از زندگی نمیدهم!
پ.ن: رویای سیدنی را در مجموعه پردهخوان در فیلیمو بشنوید.
پ.ن: فرزانه همان فرزانه پزشکی است. رفیق و ستون خیمه روضه امام جواد که از مهر ۱۴۰۱ همنشین شهدا شده در دیار باقی. اگر او را نمیشناسید اسمش را در گوگل جستجو کنید.
پ.ن: کاش جسورتر شویم در فکر کردن و بیملاحظهتر در رویا دیدن. پشتِ ما گرم است!
پ.ن: صبر کردم این را روز تولدشان بگذارم که بیشتر از هر روزی ممنونِ داشتنشان هستیم. ❤️
نیمه شعبان ۱۴۰۲