blog card 34
۱۴۰۲/۰۷/۲۲
سلاح ما در دفاع از غزه

دوست بحرینی‌‌ام تعریف می‌کرد که در بحبوحه بهارعربی، وقتی کشورهای اسلامی یکی یکی داشتند بیدار می‌شدند، اوضاع بحرین هم به هم ریخته بوده. همه در میدان اللؤلؤ تجمع کرده بودند. تجمع در اللؤلؤ یعنی استقبال از گلوله و اعدام و حبس ابد...

ماجرا مدتی ادامه داشته..‌.

از طرفی تهدیدهای حکومت، از طرفی هم خستگی و تردید نسبت به آینده، کم کم داشته جوان‌ها را خسته می‌کرده‌. در آن تعلیق و فشار و تهدید، فیلم کوتاهی در یوتیوب، به چشم یکی از مبارزین بحرینی می‌خورد. تصویری امید آفرین و دوست داشتنی. تصویری از جایی که آرزویش را داشتند.

فیلم دست به دست می‌شود. پربازدید (وایرال) می‌شود. جوان‌های بحرینی کیف می‌کنند. آن را باز نشر می‌کنند و زیر آن می‌نویسند:

هنوز کسی به یاد ما هست!
هنوز فراموش نشده‌ایم!

خیزش مردمی جان می‌گیرد و امید، اثر خودش را می‌گذارد.

یک زائر خوش ذوق ایرانی پرچم بحرین را کنار ضریح امام رضا گرفته بوده دستش و تصویر ساده‌ای از آن‌ها در یک قاب تهیه کرده بوده. همین! 

امروز بزرگترین سلاح ما در دفاع از غزه، دعا و یادآوری است.

دعا، اثر آسمانی‌اش را می‌گذارد و یادآوری این نبرد قهرمانانه، اثر زمینی‌اش را...

شهامت مردمی که این یک هفته، تن به تاریکی و تشنگی و بمباران داده‌اند تا مبارزه کنند، از یک چیز ناشی می‌شود:

این دشمن بشریت تا یکی یکی همه آن‌ها را نکشد و آواره نکند، دست بردار نخواهد بود. پس چه بهتر که خودشان مرگ را تنگ تنگ در آغوش بگیرند و در قبال جانشان، خباثت این غده سرطانی را برای جهان برملا کنند!

جانشان را گذاشته‌اند کف دستشان تا ما بدانیم اسرائیل چه کثافت متعفنی است!

بهترین کار این روزها این است که نشان دهیم، دیدیم. فهمیدیم. و خبرش را به گوش دیگران خواهیم رساند. مردم غزه این روزها منتظر این پیام هستند:

هنوز کسی به یاد ما هست!

هنوز فراموش نشده‌ایم!