
از پنجشنبه هرچه بیشتر با خودم فکر میکنم، بیشتر مطمئن میشوم که ارزشش را داشت!
برگزاری یک اردو ویژه نوجوانان، در روضه امام جواد که مخاطبینش طیف سنی وسیعی دارند، تصمیم جسورانهای بود.
ما ولی باید یک جایی روی مخاطب اصلیمان متمرکز میشدیم و روز ویژهای در سال برای او میساختیم که فقط و فقط مال خودش باشد...
حواشی زیادی داشت این تصمیم، از دلخوریها و محدودیتها و نه گفتنها و اصرار شنیدنها...
وقتی در روضه ۱۲ اردیبهشت حدیث امام صادق (علیه السلام) را گفتم که «عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ»
دلم روشن بود که اگرچه همسن و سالهای خودم و بزرگترهایمان، ستون خیمه روضه امام جواد هستند و میدانند که اگر نباشند چقدر دست ما بسته است؛ اما، حق میدهند به ما در این حرکت!
به سلامِ زیارتْ اولیهای قم نیامده
به حالِ خوشِشان وقت دیدنِ گلبارانِ ضریح
به برق چشمهایشان وقت خداحافظی
به شوقشان در جمعِ همسالان
به مراعاتشان در حجابی که هنوز باورش نداشتند
به همراهیشان در گعدهها و زیارتها
به شیطنتها، تأخیرها، ببخشید گفتنها، دویدنها و بلند خندیدنهایشان
به تأملشان، یادداشت نوشتنشان، مدام عکس و فیلم گرفتنشان
به انتظار و نوبت گرفتنشان برای لحظهی گرفتنِ پرچم، برای علمدار شدن و خسته نشدن، کمک کردن، جمع کردن، پهن کردن، دستِ یاری رساندنشان
و
به رزق جمکرانِ ناگهانشان
قسم
خادمی کردن برای این گروه
دقیقا همان کاری بود که باید اینبار میکردیم
تا
در روضه امام جواد
به برکت وجودشان
یک سفر تازه آغاز بشود!