blog card 62
۱۴۰۲/۰۲/۱۳
قطره‌ای در اقیانوس

فروردین و ماه مبارک رمضان، داشتند با هم ما را ترک می‌کردند. ما، در گیر و دار طراحی تقویم روضه ۱۴۰۲ و بالا و پایین کردن تاریخ‌ها بودیم که سر و کله "ویروس" پیدایش شد.

کرونا، امیکرون، دلتا، یا شاید هم آنفولانزا... هرچه بود، وحشی و تندرو بود و تمام توانش را برای خاک کردنِ حریف گذاشته بود.

دوازده روز گذشته را اینطور سپری کردم. با خودم فکر می‌کردم، برای مدرسه سرپا می‌شوم. هفته بعد که شروع بشود، بهتر می‌شوم... دم روضه که بشود جان می‌گیرم...

اما مجبور شدم سپرم را بیاندازم و بگویم هروقت خدا بخواهد، حالم بهتر می‌شود...

امروز هم که دومین چهارشنبه اردیبهشت بود...

تا دیشب نه حسش را داشتم نه انگیزه‌اش را که بیایم و بگویم این ماه روضه اینطوری شده! با خودم هم فکر کردم دیدی برای صاحب مجلس مهم نبود؟ اگر مهم بود، بلندت می‌کرد...

اما امروز، به طرز محسوسی بهتر شدم.

سارا آزاد آمد عیادت!

نشستیم به نیابت از همه شما یک روضه خلوت گرفتیم!

سال‌ها بود چنین خلوتی دست نداده بود!

می‌دانم دل خیلی از شما این روزها با روضه بوده. کانال را چک کردید و با خودتان گفتید، چرا خبری از روضه نیست؟

هرکس دلش با ما بوده، توی ذکر امروز شریک.

هرکس الان یاد ما افتاده، شریک.

حتی هرکس نبوده و الان هم یاد ما نیست و اصلا ما را نمی‌شناسد هم شریک!

انقدر این بهشت کوچک خدا روی زمین شیرین است، آدم دلش نمی‌آید کسی بی‌نصیب بماند...

فقط شما اشتباهی که من کردم نکنید!

با خودتان فکر نکنید حالا ما روضه بگیریم، نگیریم، چه فرقی در این جهان دارد؟

ناامید نشوید، فکر نکنید قطره، توی اقیانوس به چشم کسی نمی‌آید...

بعدا می‌بینید که برای خاطر همین یک قطره، از یک هفته قبل، نشانی داده‌اند، پاکت رسانده‌اند، سهمیه زمان کنار گذاشته‌اند، شرق و غرب تهران را به هم دوخته‌اند که زیر این سقف، بدون قرار قبلی ذکر روضه بلند شود!

چون دوستمان دارند

با همه بی‌خاصیتی‌مان

عاشقانه، دوستمان دارند!

شما مثل من نباشید

شما شک نکنید!

شما محبت خدای اقیانوس‌ها به تک تک قطره‌ها را باور کنید!

وگرنه با لطف و کرمشان یک جوری چوبکاری‌تان می‌کنند که فکر می‌کنید کاش همان ویروس دو هفته دیگر هم می‌ماند... دردش از این شرمندگی کمتر بود!